عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه‌ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک

 


ای قوم به حج رفته کجایید، کجایید

معشوق همین جاست بیایید، بیایید

مـعـشـوق تـو هـم سـایـه‌ی دیوار به دیوار

در بـادیـه سـرگـشـته شما در چه هوایید

گـر صـورت بـی صـورت مـعـشـوق بـبـیـنـید

هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ایام حج است و روز عید قربان فرا رسیده است. باید قربانی خویش را به قربانگاه بیاوری. باید اسماعیلت را آماده کنی .

راستی اسماعیل تو کیست؟ چیست؟نیازی نیست کسی بداند، باید خود بدانی و خدایت، اسماعیل تو ممکن است فرزندت نباشد، تنها پسرت نباشد، شغلت، شهرتت، قدرتت، موقعیتت، مقامت باشد.

و اکنون که روز عرفه است و می‌خواهی قصد خدا کنی، باید قربانی خود را هم بیاوری، آنچه که نزد تو از همه عزیز‌تر است. حجابی که بین تو و معبودت قرار گرفته است.

گوسفند را هم از آغاز، تو خود انتخاب مکن، بگذار خدا انتخاب نماید، و آن را، بجای اسماعیلت، به تو ارزانی کند، و خداوند اینچنین است که از تو قربانی را می‌پذیرد.

عید قربان، عید پاک سازی دل است. با سر بریدن قربانی، تمام هواهای نفسانی را سر می بری . از هر آنچه غیر خداست، باید جدا شوی و چشم امید از غیر او برداری. آن هنگام که قربانی خویش را ذبح می‌کنی، در حقیقت گلوی دیو طمع را می بری. در جبهه‌ی منا در میان خون و قربانی، دل به خدا داده و از غیر او جدا می شوی و اعلام آمادگی می کنی که در هر جبهه‌ی دیگری نیز در راه خدا تا مرحله‌ی خون و نثار جان، خود را به پای حق قربانی می‌کنی و از همه چیز می گذری.

آری، عید قربان روز سربریدن هواهای نفسانی است.

در این ایام مبارک و خجسته، بسیار مناسب دیدیم تا با راهنمایی از آیات روشن و هدایت‌گر قران، گوهر جان را صفا داده و وجود خود را از صفات و هواهای نفسانی دور سازیم و پاک و طاهر به محضر رب جلیل برویم و بدانیم که :

زمین سراسر حجى است كه ما در آنیم و باید با سادگى و وقوف در جهان درون و بیرون و قربانى كردن همه آرزوهاى پوچ دنیوى، خود را براى سفر بزرگ آماده كنیم. انسان مسافر چند روزه‌ی كاروان زندگى است.

به بندگانم خبر بده که من آمرزنده و مهربانم

زلال باش!

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ »(حشر/19)

آب گواراست و صدای آب هم آرامش بخش است،‌ اما آبی که زلال باشد، وگرنه آب گل آلود نه گوارایی دارد و نه آرامش می‌بخشد،‌ من و تو هم مثل آبیم،‌ اگر صاف و صادق باشیم،‌ دیگران در کنار ما به آرامش خیال می‌رسند و در کنار ما راحت و آسوده‌اند؛ وگرنه مایه‌ی رنج آنها خواهیم بود و چیزی که آدم را زلال و تصفیه می‌کند،‌ تقواست.

تقوا یعنی، نامردی نکن،‌ بی انصاف نباش! حرف کسی را پیش کسی نبر و نزن،‌ قران هم از ما همین را می‌خواهد :

اتقوالله: با تقوا باشید و ببینید برای فردای خود چه فرستاده‌اید و باز از خدا بترسید. همه‌ی ما یک سفر پیش رو داریم. باید توشه‌ای برای این سفر آماده کنیم.خدا هم از ما می‌خواهد خود را برای روز امتحان و فردا روزی که مقابل او می‌ایستیم؛ آماده کنیم. پس از خدا بترسیم و به فکر فردای حساب باشیم.

یک رنگ باش !

«وَإِن یَكُ كَاذِبًا فَعَلَیْهِ كَذِبُهُ»(غافر/28)

اگر هر روز در کاغذ سفیدی یک نقطه‌ی سیاه بگذاریم،‌ به تدریج کدر و سیاه می‌شود؛ تا جایی که دیگر سفیدی معلوم نمی‌شود و انگار از همان ابتدا سیاه بوده است. دل و روح ما همان صفحه‌‌ی سفید است و نقطه‌های سیاه دروغ‌های کوچک ما. شاید روز اول اثر نقطه‌ی سیاه معلوم نباشد، اما به تدریج صفحه‌ی ما سیاه و تار می‌شود.

داستان چوپان دروغگو را همه می‌دانیم؛ اما عبرت نمی‌گیریم. مگر نه اینکه به گفته‌ی خداوند؛ نخستین كسی كه از دروغ زیان می‌بیند؛ خود دروغگوست. پس پند بگیریم و گوش فرا دهیم که خداوند گفته است: فاصدقوا فان الله مع الصادقین،‌ راست بگویید چون خدا با راستگویان است.

آگاه باش !

«وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولا»(اسراء/37)

وقتی که به تاریکی می‌رسی؛ می‌ایستی و قدم از قدم بر نمی‌داری، وقتی هم که یک مسئله برایت تاریک است و روشن نیست؛ یعنی نمی‌دانی درست است یا نه،‌ بایست و هیچ داوری و قضاوت نکن و اجازه حرکت و گفتن به زبانت نده !

این سفارش حق است:

لاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ: چیزی که به آن آگاهی نداری و برایت روشن نیست؛‌ دنبال نکن.

شیرین باش!

«وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَكَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ »(فصلت/34)

کنار چای تلخ همیشه یا قند است یا شکر. به همین خاطر هم هست که گوارا می‌شود. یادت باشد؛ بعضی‌ها مثل چای‌اند؛ یعنی تلخ‌اند. پس با آنها شکر باش،‌ یعنی شیرین حرف بزن، شیرین رفتار کن؛‌ به قول سعدی شیرین حرکات باش. این سفارش خداست:

ادفع : بدی‌های دیگران را با خوبی‌های خود دفع کن یعنی اگر دیگران تلخ بودند؛‌ تو شیرین باش.

گل باش !

«وَإِذَا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا» (نساء/86)

به گل آب بدهی گلاب می‌دهد؛ یعنی همان چیز بهترش را به شما بر می‌گرداند. خدا دوست دارد ما مثل گل باشیم. یعنی هر کس به ما محبتی کرد، با محبت بیشتر پاسخ بدهیم.

پس یادمان باشد؛ هنگامی که ما را احترام کردند؛‌ ما زیباتر احترام کنیم.

سلامت باش!

« وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ»(فلق/5)

مگرغیر از این است که اگریک مشت سوزن،‌ سنجاق، تیغ و یا میخ را توی یک نایلون بریزی، سوراخ سوراخ می‌شود. پس باور کن حسادت هم مثل همان سوزن و تیغ است که اول خودت را از پای در می آورد. به همین خاطر بود که امیر‌المومنین علیه السلام فرمود: صحة الجسد من قلة الحسد،‌ یعنی سلامتی تن در کم کردن حسادت است. هر چه حسادت کم‌تر؛‌ تن هم سالم‌تر. مثل دو کفه‌ی ترازو که هرچه آن کفه پایین‌تر باشد؛ آن کفه‌ی دیگر بالاتر می‌رود.

بنده باش!

«وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى یَأْتِیَكَ الْیَقِی»(حجر/99)

آب باید برود توی برگ تا سبز و شاداب باشد؛ وگرنه روی برگ فایده‌ای ندارد و بدتر آن را می‌پوساند. می‌گویی نه؛‌ امتحان کن!

قران مثل آب است،‌ آب حیات و ما مثل همان برگ. پس اگر قران را فقط در شب‌های قدر روی سر بگذاریم که سبز نمی‌شویم،‌ حیات پیدا نمی‌کنیم. قران باید بیاید توی سر؛ و توی ذهن و زندگی ما و در یک کلمه ما باید هر چه قران می‌گوید ،‌ بگوییم چشم‌! اسم این کار را بندگی می‌گذارند. بندگی کن پروردگارت را .

با خدا باش !

«وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِینَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیَا وَاللّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ»(توبه/40)

برف کمی که شب بیاید؛‌ روز آب می‌شود. حرف‌های مردم هم مثل برف است،‌ روی آن حساب باز نکن،‌ امروز چیزی می‌گویند و فردا چیز دیگری. اگر روی سرسره چیزی گیر کرد؛‌ روی زبان مردم هم حرف گیر می‌کند . این است که قران می‌گوید:‌فقط حرف خدا را باش. حرف او باید بالای سر حرف‌ها باشد.

وَكَلِمَةُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیَا :‌ سخن خدا بالاست. پس چون سخن او بالاست؛‌ تو را هم بالا می‌برد؛ بالا که رفتی افق دیدت زیاد می‌شود.

نرم باش !

«فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَكَّرُ أَوْ یَخْشَى»(طه/45)

بزازها دائم قیچی را تیز می‌کنند،‌ چرا؟ چون با بریدن پارچه که نرم است، کند شده‌ است. نرمی پارچه آن را کند می‌کند. یادت باشد ؛‌ بعضی‌ها مثل قیچی هستند که می‌خواهند تو را قیچی کنند، از هم جدایت کنند و به هم بریزندت و از نقش اصلی جدایت کنند،‌ اما تو با آنها نقش ابریشم را بازی کن؛‌ آنها هم کند می‌شوند و دست برمی‌دارند.

اگر حکایت موسی و فرعون را در قران خوانده باشی،‌ حتما فهمیده‌ای که فرعون قیچی بود و خدا به موسی گفت: ابریشم باش،‌ یعنی با او نرم رفتار کن و نرم سخن بگو. پس اگر در مدرسه ، محل کار یا در جمع دوستانت کسانی هستند که همیشه با تو تلخ‌اند و با رفتار و حرف‌هایشان می‌خواهند، ببری و از هدفت دست برداری ؛‌ با آنها نرم باشد تا آنها کند شوند و دست بردارند.

مهربان باش !

یک سنگ‌ریزه از اسمش پیداست که ریز است؛‌ ناچیز است. اما همین سنگ‌ریزه اگر در جوراب یا کفش‌ات باشد، تو را از رفتن و از حرکت باز می‌دارد. بعضی چیزها ریز و ناچیز است،‌ اما انسان را از حرکت در راه خدا و به سمت خوبی‌ها باز می‌دارد. یکی از این سنگ‌ریزه‌ها نامهربانی نسبت به پدر و مادر است، هرچند کم باشد و در حد گفتن «اف» باشد. فراموش نکن که این حرف خداست که فرمود:

به پدر و مادر خود اف هم نگو.

مراقب باش !

«یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا»(سوره فرقان/ 29)

چای اگر یک شب تا صبح کنار صابون باشد؛ طعم و بوی صابون می‌گیرد و دیگر به درد نمی‌خورد و جایش سطل زباله است.چرا؟ چون همنشین صابون بوده است. پس همنشین هر چیز در او اثر دارد. ما هم با هر کس بنشینیم و نشست و برخاست داشته باشیم، رنگ و بوی او را می‌گیریم. خیلی‌ها که جهنمی می‌شوند از همین راه است. ندیدی در قران یکی از ناله‌های اهل جهنم همنشینی با رفیق‌های ناباب است.

یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا؛ یعنی ای کاش با فلانی همنشین و رفیق نبودم.

شاداب باش !

«وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَیْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِیقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُون»(بقره/189)

یک گل،‌ یک گیاه وقتی شاداب و با طراوت می‌ماند که لقمه‌های آن پاک باشد. یعنی هوا و آب پاک در اختیار آن قرار گیرد. ما آدم‌ها هم همینطور هستیم. وقتی شاداب و سرزنده و سرحالیم که مواظب لقمه‌های‌مان پاک و طیب و طاهر باشد. این است که قران کریم می‌فرماید: لقمه‌های حرام را مصرف نکنید.

عاقل باش !

«وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیر»(ملک/10)

ارزش یک مداد به مغز آن است. مدادی که مغز ندارد ؛ چوبی بیش نیست و فقط به درد سوختن می‌خورد. ارزش آدمی نیز به مغز اوست؛‌ به تفکر و اندیشه‌ی اوست وگرنه هیچ بهایی ندارد. دوزخ جای کسانی است که بی‌مغز بوده‌اند؛ یعنی از مغز خود هیچ بهره‌ای نبرده‌اند. هیچ اندیشه و تفکری نکرده‌اند. این سخن اهل جهنم است که می‌گویند:

لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیر ، یعنی اگر می‌شنیدیم و از عقل خود بهره می‌بردیم؛ در اینجا نبودیم.

مرد باش !

«فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ»(بقره/ 279)

وقتی توی فوتبال توپ را شوت می‌کنند، خوب تماشا کن. توپ که ضربه می‌خورد؛ بالا می‌رود؛‌ جلو می‌رود و گاهی هم گل می‌شود. اما پا که ضربه می‌زند به عقب برمی‌گردد، با شتاب هم برمی‌گردد. تو هم یادت باشد، اگر از سر نامردی زیر حیثیت و آبروی مردم شوت کردی؛‌ او دیر یا زود بالا می‌رود و عزیز می‌شود. اما تو عقب می‌افتی. این را گفتم که دور نامردی یا به قول قران ظلم را خط بکشی و مرد باشی. خدا می‌گوید:لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ؛‌ نه ستم کن و نه ستم بپذیر.

دوست باش !

توی یک باغ هر چیزی را می‌شود کاشت؛‌ ولی هر چیزی را نباید کاشت. چیزی باید کاشت که فایده داشته باشد و سرمایه باشد. دل آدمی هم مثل باغ است. توی باغ دلت هر چیزی را نکار. صفا، صمیمیت، یکدلی و مهربانی را بکار؛ نه کینه و دشمنی و عداوت. همان که حافظ می‌گفت :

درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد

نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آر

البته این حرف حافظ نیست؛ حرف امام سجاد علیه السلام است:اغرس فی افئدتنا اشجار محبتک، یعنی خدایا در دل‌های ما درخت دوستی بنشان.

بردبار باش !

«الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»(آل عمران/ 134)

اگر کیف‌ها توی کیف فروشی‌ها خوش فرم و خوش قواره‌اند،‌ به خاطر این است که پر از کاغذ باطله‌اند. اگر آن کاغذ باطله‌ها را بیرون بریزی، از فرم و قیافه می‌افتند و کاغذها هم به کاری نمی‌آیند و باید دور ریخته شوند. خشم و عصبانیت چیزی شبیه همان کاغذ باطله است. اگر فرو ببری شکل و شخصیت پیدا می‌کنی واگر بیرون بریزی از شکل و شخصیت و معنویت می‌افتی. این است که قران کریم دعوت به فرو بردن خشم دارد و می‌فرماید: الکاضمین الغیظ، فروبرندگان خشم.

قرانی باش !

«یَا یَحْیَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِیًّا»(مریم/13)

کسانی که قالی می‌بافند؛ یک نگاه به نقشه دارند و یک نگاه به قالی و بر اساس آن قالی آویخته‌ی خود را می‌بافند. ما نیز باید چشم به نقشه قران داشته باشیم و براساس آن تاروپود زندگی خود را ببافیم. این است که قران کریم می‌فرماید:

خُذِ الْكِتَاب،‌ یعنی کتاب را بگیر؛ یعنی بی‌نقشه نباش.

خالص باش!

«أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّیَ أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ أَلِیمٍ»(هود/27)

هر چیزی خالص آن خوب است، گلاب و عسل اگر خالص باشند، ارزش دارند. حتی خود آب هم خالصش خوب است. آبی که بوی خربزه و طالبی و گوشت می‌دهد؛ گوارا نیست.آبی گوارا است که طعم و رایحه‌ی آب داشته باشد. عبادت هم همینطور است. عبادتی ارزشمند است و در دستگاه الهی ارزش و بهایی دارد که خالص باشد. یعنی فقط برای خدا باشد. این است که قران می‌فرماید: جز برای خدا عبادت نکنید.

دور از گناه باش !

«فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» (زلزال/7, 8)

در صحرا هیزم‌های بزرگ را با هیزم‌های کوچک و ریز روشن می‌کنند. گناهان بزرگ هم با گناهان کوچک شروع می‌شوند. به همین خاطر است که قران کریم روی گناهان ریز و کوچک حساسیت نشان داده و می گوید: اگر به سراغ شر و شرارت بروید؛ هرچند کم و ناچیز،‌ نتیجه‌ی آن را خواهید دید؛ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ

عامل باش !

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ»(صف/2)

سوزن برای همه لباس می‌دوزد جز برای خود. یعنی همه را می‌پوشاند جز خودش که برهنه است. ما مثل سوزن نباشیم؛ یعنی فقط برای دیگران جامه‌ی تقوا و فضیلت نسازیم . بلکه برای خود هم بخواهیم تا مشمول گله‌های تلخ حق نباشیم که فرمود: لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ

چرا آنچه را که خود به کار نمی‌بندید،‌ به زبان می‌آورید.

عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس

که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن

کریم باش !

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لاَّ بَیْعٌ فِیهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ»(بقره/ 254)

استخرها چرا این قدر زلالند؟ چون دریچه‌های اطراف خود را فراموش نکرده و دائم سرریز شده و بخشندگی می‌کنند و این نشان می‌دهد که بخشندگی مایه زلال شدن و پاک شدن است. از این رو قران کریم ما را سفارش به انفاق و بخشش می‌کند و می‌فرماید: أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم ، بخشش کنید از آنچه به شما روزی شده است.

به هوش باش !

«وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَلَكِن یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا یَشَاء إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیر» (شوری/28)

وقتی تلفن روی آیفون باشد؛‌ آیا تو هر حرفی را می‌زنی؟ یادت باشد عالم روی آیفون است، هم صوتی و هم تصویری،‌ خداوند هم صدای ما را می شنود و هم تصویر ما را می‌بیند. ان الله بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیر یعنی خداوند نسبت به بندگان خود هم با خبر است و هم بینا. دوست خوب من کاش هیچگاه ما آدم‌ها یادمان نمی‌رفت که ألَم یَعلَم بأنَّ اللهَ یَری.( آیا او، انسان،‌ نمی‌داند که خداوند او را می‌بیند)

توکل کن !

«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»(طلاق/ 3،‌4)

اکثر ما آدم‌ها یک قصه تکراری داریم. وقتی مشکلی برای ما پیش می‌آید، سراغ همه می‌رویم. به همه رو می‌زنیم و یادمان می رود که صائب گفته است:

دست طلب چو پیش کسان می‌کنی دراز،‌ پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش.

گاهی حتی التماس هم می‌کنیم. به همین راحتی فراموش می‌کنیم که باید اول پیش چه کسی برویم . یادمان می‌رود که روزی ما دست چه کسی است،‌ دست مدیر یا رئیس و آدم‌های دیگر نیست . وقتی به همه رو زدیم و از همه ناامید شدیم،‌ تازه به سراغ او می‌رویم. اما باید بدانیم که همیشه باید از او خواست و سراغ خود بی‌نیازش برویم؛ نه بنده‌های نیازمند او. پس دستت را به او بده تا به جاهای ببردت که به ذهنت هم نمی‌رسد،‌ تازه آن وقت می‌فهمی زندگی یعنی چه. مگر در قران نگفته است هر کس از خدا پروا كند، خداوند براى او راه بیرون شدن و رهایى (از هر گونه مشكل) را قرار می‌دهد. او را از جایى كه گمان ندارد روزى می‌‏دهد و هر كس بر خدا توكل كند، او برایش كافى است.پس توکل کن.

امیدوار باش !

«نَبِّىءْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»(حجر/49)

آب هر چند آلوده باشد؛ حتی لجن هم شده باشد،‌ اگر به دریا بازگردد، صاف و زلال و پاک می‌شود. یادت باشد خدا دریای رحمت است و ما چون آب آلوده که اگر به آغوش رحمت او بازگردیم؛‌ کار تمام است و پاک پاک می‌شویم.

پس نباید نا امید شد و باید همیشه به یاد داشته باشیم که خداوند؛ در قران فرموده است : به بندگانم خبر بده که من آمرزنده و مهربانم .