متن زیر برگرفته از پاسخ مدیر خانه زیست شناسی در خصوص نقش شانس در زندگی است


[تصویر: 1330007140_19427_3105980de3.jpg]

===============
چقدر به خوش شانس بودن خودتان اعتقاد دارید؟
اصلاً شانس در زندگی چند درصد تاثیر دارد؟
آدم بد شانس باید چیکار کنه؟


من كلا و ابدا هیچ اعتقادی به شانس خوب و بد آنطور كه در جامعه رایج هست ندارم.
شانس را ما به متغیرهای مجهولی كه در زندگی داریم و روی ما یا دیگران اثر می گذارد نسبت می دهیم.
لذا اگر متغیری را بشناسیم ، مسائل را به آن نسبت می دهیم.

مثال:
چون درس خواندم دانشگاه قبول شدم.
چون این دختر یا پسر معیارهای متناسب مرا داشت انتخاب كردم و خوشبخت شدم.

اما اگر متغیری را نشناسیم به شانس نسبت می دهیم.
مثال:
بدشانسی این ماشین خریدم مشكل داره و اذیتم می كنه.
(یعنی هنگام خرید از تخصص فنی جهت خرید ماشین برخوردار نبودم)

من معتقدم ساختار آفرینش هستی به مانند چرخ دنده های یك ساعت دقیق و به جا عمل می كند. و نه هیچ عضوی از آن زیاد است و نه یك عضوی كم(جامع و مانع)، اما ما به بخشی از تاثیر گذاری علل ها و رابطه اشان با معلول ها آگاهی می یابیم (كه به آن علم گویند و با عقل حاصل می شود)،‌اما یك دسته از علل هایی ناشناخته هستند و رابطه اشان را با معلول درك نمی كنیم (كه از طریق وحی كلیات آنها بیان شده است)، اما با پیشرفت علم و با تعقل ابناء بشر روز به روز مسائل مختلفی كه به صورت كلی از طریق وحی بیان شده بود ، جزئیات آن از طریق علم به دست می آید.
به این مفهوم كه خیلی چیزهایی كه قبلا مردم به عنوان شانس مطرح می كردند، امروزه با شناخت بیشتر روابط علل و معلول از آن مسیر خارج شده است و راهكارهای مناسب آن مشخص شده است.

به هر حال چون ما به كل روابط در آفرینش احاطه نداریم، نمی توانیم حتی دقیقا بعضی اتفاقات را كه به بدشانسی تعبیر می كنیم به ماهیتشان پی ببریم كه آیا این بدشانسی هست یا خوش شانسی.


خلاصه:
ما باید با آگاهی به علم و عقل سعی در فراهم آوردن تاثیر مثبت بین اعمال و گفتار و رفتارمان از یك طرف و نتایج خوشایند از طرف دیگری كنیم.
همچنین با پیگیری دستورات دینی خود(مثل عمل و عكس العمل در جهان آفرینش)، بدانیم كه هر گامی كه به طور صحیح در زندگی بر می داریم در نهایت نتایج خوشایند برای ما خواهد داشت (كه چون ممكن است این رابطه را متوجه نشویم آنرا خوش شانسی بنامیم)، یا اگر گام ناصحیحی برداریم در نهایت یك جایی برایمان نتایج ناخوشایند به بار خواهد آورد (كه چون رابطه آنها را دقیقا متوجه نمی شویم بد شانسی می نامیم.)


یك نكته ای هم هست. گاهی یك فردی همواره گامهای صحیحی بر می دارد اما ممكن است به یك اتفاقی برخورد كند كه ظاهر ناخوشایند داشته باشد، اما واقعیت آن مثبت باشد.
مثال: كودكی كه صحیح عمل می كند،‌ناگهان یك روز كه تب دارد از قضا به یك پزشك برخورد می كند كه به او یك آمپول می زند. (این اگر چه از دید كودك ناخوشایند است و تعجب كند،‌اما در واقع نتیجه آن خوشایند است.)


[تصویر: 1327754921_19427_d45af9c8d2.jpg]