دوستت دارم بی هیچ بهانه ای
و این بهانه رسیدن من به توست
هیچکس هیچ چیز مرا از
بلندای عشق تو به زیر نخواهد افکند
حتی مرگ
لبخند تو به من زندگی می بخشد
و نگاهت واژه ی محبت را به من می آموزد
تو فرشته ای نه تو انسانی که از فرشته ها
هم بالا تر رفته ای و چه زیباست اوج گرفتنت
در آسمان ایمان خدا
به سویت نماز عشق می خوانم
بی هیچ توقعی
مهربانم
تنها انتظار برای دیدن دوباره ی تو
مرا به فردا پیوند می زند و دیگر هیچ........
از آن زمان که پرده های تنهایی ام را کنار زده ای
زیبایی نور عشق در اتاق دلم تجلی کرد
و هیچگاه شب نخواهد شد در سرزمین خورشید
دلم که آن را هم به تو مدیونم
بهترینم
این عشق آن قدر در من ریشه دوانده
که مرا به دوست داشتن رسانده است.
چقدر گرمای دستانت را دوست دارم هنگامی که
دستان مرا در محبت بی کران آن ها جا می دهی
و هیچ چیز بالا تر از این نمی تواند باشد.......
بارها از من پرسیده ای که
چرا در چشمان زیبایت نگاه نمی کنم؟
عزیزم وسعت چشمان زیبایت
با آن همه عشق و مهربانی در چشمان کوچک
و تاریک من جای نمی گیرد
و آن چنان تو سر بلندی که من نمی توانم
در حضورت سر بالا بگیرم....
معشوقه ام
بمان تا بمانم
و بدان دوستت دارم بی هیچ بهانه ای.......